رابطه کنکور و خودشکوفایی

رابطه کنکور و خودشکوفایی

خود شکوفایی یعنی چه؟ آیا کنکور به خودشکوفایی افراد کمکی میکند؟ چگونه در زندگی خوشحال و راضی باشیم؟

خودشکوفایی چیست؟

هر آدمی برای خوشحال بودن به حس رضایت نسبت به خودش نیاز دارد، این حس رضایت برای هرکس بسته به شخصیت و توانایی هایش متفاوت است یک فوتبالیست از ارائه یک بازی خوب لذت میبرد یک آهنگساز از ساختن قطعه ای زیبا و یک معلم از کشف و پرورش استعدادهای دانش‌آموزانَش.

بزرگ‌ترین قدم زندگی هر انسان همین است که بفهمد فارغ از نظرات دیگران و برخورد جامعه و اطرافیان، خودش واقعا به چه چیزی علاقه دارد و از چه کاری لذت می‌برد به عبارت دیگر با چه کاری به خودشکوفایی می‌رسد.

هرم مزلو

به شکل زیر نگاه کنید:

مزلو روانشناس آمریکایی اولین کسی بود که نظریه هرم نیازهای انسان را طراحی کرد، این هرم نشان می‌دهد هر انسانی چه نیازهایی دارد و این نیازها به چه ترتیبی در انسان به وجود می‌آید . به زبان ساده‌تر هر فرد ابتدا به فکر تامین نیازهای اولیه خودش است (مثل پول، امنیت، غذا) و بعد نوبت به تامین نیازهای اجتماعی می‌رسد مثل(عشق، دوستی، خانواده) و پس از تامین این نیازها، به سراغ تامین نیازهای سخت تر می‌رود، مثل اعتماد به نفس، ذهنیت قدرتمند و اینکه در هر شرایطی بتواند خودش باشد و نقش بازی نکند (خودشکوفایی)

اما درباره خودشکوفایی که بالاترین درجه نیازهای انسانی است صحبت‌های زیادی شده است. همان‌طور که قبلا گفتیم خود شکوفایی برای هر کس در یک چیز تعریف می‌شود، خود مزلو می‌گوید: اگر قرار است انسان در نهایت شاد باشد، باید آن آدمی باشد که می‌تواند باشد. این یعنی هرکسی باید تلاش کند تا بهترین نسخه خودش باشد ، نه آنچه دیگران می‌گویند و می‌خواهند. به عنوان مثال در جامعه ما پزشک بودن نشانه موفقیت است اما همین شغل برای کسی که علاقه و استعداد واقعیش در ورزش بسکتبال بوده می‌تواند عامل نارضایتی و غم باشد.

ویژگی‌های فردی که به خود شکوفایی رسیده چیست؟

فکر می‌کنم تا اینجا متوجه شدید که خودشکوفایی یعنی چه حالا می‌خواهیم بررسی کنیم برای رسیدن به خودشکوفایی باید چطور باشیم :

1 – اولین و مهمترین ویژگی این است که خودتان و دیگران را همان‌طور که هستند بپذیرید ، البته منظورمان این نیست که تلاشی برای تغییر و بهبود انجام ندهید ولی برای ایجاد تغییر هم قدم اول این است که واقعیت‌ها را بپذیرید .

2 – در بند حرف و نظر دیگران نباشید ، البته منظورمان خودرای بودن و بی احترامی به دیگران نیست، اما نباید از ترس قضاوت و حرف آنها خودتان را سانسور کنید. اگر با تحقیق و مطالعه و بدون تعصب به باوری رسیدید از بیان آن نترسید هرچند دیگران تاییدش نکنند.

3- هنگام بروز مشکل ، به دنبال راه حل مناسب باشید نه یافتن مقصر یا به کرسی نشاندن حرف خود.

4 – تلاش نکنید با روند عادی زندگی یا طبیعت بجنگید اما زیر بار هر عرف و سنتی هم نروید، به زبان دیگر در برابر هر عرف و عادت اجتماعی اول بپرسید چرا؟

5 – به سرنوشت جامعه و دیگران اهمیت بدهید و بخشی از انرژی و زمان‌تان را صرف بهبود زندگی دیگران کنید .

6 – منطقی ، فعال و خوش اخلاق باشید . فردی که به خودشکوفایی رسیده عبوس و تنبل و متعصب نیست.

خودشکوفایی و کنکور

همه این ها را گفتیم که برسیم به اینجا ، حالا باید ببینیم کنکور پلی برای رسیدن به خود شکوفایی هست یا نه؟
برای رسیدن به پاسخ این سوال اول باید از خودتان بپرسید چرا می‌خواهید کنکور بدهید؟ چرا می‌خواهید وارد دانشگاه شوید؟ رشته ای که تصمیم دارید بخوانید را بر چه اساسی انتخاب کرده‌اید؟
همان‌طور که قبلا اشاره کردیم خودشکوفاها در برابر هر عادت اجتماعی از خودشان می‌پرسند چرا؟ 
حالا نوبت شماست که در پایان تحصیلات متوسطه و در شرایطی که شرکت در کنکور و ورود به دانشگاه به یک قانون نانوشته تبدیل شده ، از خودتان بپرسید آیا این مسیر بهترین مسیر برای من است؟ اما فراموش نکنید پاسخ تان از سر تنبلی یا راحت طلبی نباشد (خودشکوفاها تنبل نیستند) و قرار هم نیست با هرچه دیگران می‌گویند یا انجام می‌دهند مخالفت کنید .

کنکور و ورود به دانشگاه می‌تواند نقش موثری در رشد فردی و اجتماعی ما داشته باشد از طرف دیگر داشتن تحصیلات دانشگاهی در کنار مهارت، به یافتن شغل مناسب و رشد اقتصادی فرد کمک می‌کند ، علاوه بر این جایگاه اجتماعی فرد را ارتقا می دهد و همه اینها در سلسله مراتب مزلو پیش نیازهایی برای رسیدن به خودشکوفایی است. اما لزوما هر کسی که به دانشگاه می رود به خودشکوفایی می‌رسد؟ قطعا نه ، افردی زیادی در جامعه هستند که علی رغم داشتن تحصیلات دانشگاهی خوب، در شغل یا زندگی فردی خود موفق نیستند و احساس رضایت نمی‌کنند.
کنکور دادن مثل خرید بلیط هواپیماست، دانشگاه مثل سفر رفتن با هواپیماست، قطعا شما با یک بلیط خوب و هواپیمای خوب زودتر و راحت تر به مقصد می‌رسید اما اگر مقصدتان را اشتباه انتخاب کرده باشید چه؟ قطعا در این صورت با هر وسیله ای که بروید در نهایت خوشحالی و رضایت را تجربه نمی‌کنید.

به زبان ساده تر، تلاش کنید خودتان و توانایی‌هایتان را صادقانه بشناسید، صادقانه یعنی نه خودتان را دست کم بگیرید نه زیادی دست بالا! وقتی خودتان را بشناسید بهتر می‌توانید هدفتان را انتخاب کنید و در راه رسیدن به این هدف از کنکور و دانشگاه نیز کمک می‌گیرید. 

حرف آخر:  کنکور و دانشگاه هدف نیستند، بلکه یکی از راه های رسیدن به خودشکوفایی اند؛  و نه تنها راه آن .

قطعا پیدا کردن مسیری که در آن به خودشکوفایی می‌رسیم ساده نیست و نیازمند داشتن شناخت عمیق از خودمان است، اما اگر به دنبال رضایت از زندگی هستید باید در این مسیر گام بگذارید .

به امید موفقیت 

پیشنهاد می‌کنیم مقاله من با خودم اشتراک دارم نیز بخوانید.

0 نظر

نظر شما چیست؟